بيانيه ادوار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعت آب و برق(شهید عباسپور) پيرامون انتخابات رياست جمهوري و اعلام حمايت از مهندس ميرحسين موسوي
هنوز که هنوز است نام جنبش دانشجویی برای بسیاری از زنان و مردان این مرز و بوم، تلاش در جهت تامین آزادی و مطالبات مردم را خاطرنشان می کند. دانشجویان دیروز اما این روزها در گروه هاي مختلفي تقسیم شده اند.گروهی با ناامیدی از تغییر اوضاع و شرایط راه هجرت گزیده اند و گروهی دیگر هنوز کورسویی از امید در دلهای خود به یادگار باقی گذاشته اند. کورسوی امیدی که در معرض تهدید بادهای هرزه ای قرار گرفته است.
دانشجویانی که روزگاری دل نگران آزادی و حقوق شهروندی مردمان ایران زمین بودند پس از سالیان، نه تنها آن دغدغه ها را پا برجا می دانند، كه اینک با وجود پیشرفتهای رخ داده در کشور در اثر تلاشهاي پیشینیان، دغدغه های جدید یافته اند و باید دغدغه معاش مردمان ایران زمین را در دلهای نگران خود داشته باشند.اگر روزگاری برخی حاکمان دیرشنوا ، حقوق مردم را صدقه ای می دانستند که خود به مردم عطا کرده اند، آنان اینک نه تنها آزادی، بلکه معاش مردمان را صدقه ای می پندارند که آنان باید اعطایش کنند.گویی این مملکت را صاحبی غیر از آنان نیست. هزینه کردهای سلیقه ای بودجه و بذل و بخشش های ملوکانه در تبلیغات استانی از جیب مردم ، به نام مردم و به کام خود، تا مورد آخر یعنی توزیع سیبزمینیهای رایگان ، نشانه هایی از این نوع نگاه هستند.
دانشجویان دیروز هنوز رویداد بزرگ و تاریخي دوم خرداد 76 را به خاطر دارند. در اوج ناامیدیها و هنگامی که گروهی سواری خود بر اسب قدرت را دائمی می پنداشتند، پیشگام دعوت از مردی صادق برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری شدندتا امید به تاریخی دیگر برای مردمان ایران زمین رقم خورد. سالیانی گذشت و دانشجویانی که آرمانهای خود را درمسیر تحقق می دیدند امیدوارانه دل به رخدادی نوین بسته بودند غافل از اینکه ترک قدرت برای عده ای چندان سنگین بوده که حاضرند اصول خود را کنار نهاده و بی اصولی را بنا نهند.پس از سالیان سال اینک دانشجویان دیروز هر یک راهی برای خویش گزیده اند، اما هنوز بسیاریشان دل در تکرار حلاوت خاطره شکست حاکمیت یکدست دارندو امیدی دیگر یافته اند تا معاش و آزادی صدقه ای را در کنج تاریخ ببینند.
دانشجویان دیروز دانشگاه صنعت آب و برق که در دوران دانشجویی خود توفیق فعالیت در انجمن اسلامی دانشجویان را داشته اند اینک فرصتی یافته اند تا همگام با دیگر فرزندان ایران زمین دراندیشه رها سازی ملت ایران از معاش صدقه ای، با وجود انتقادات جدی که به سیستم انتخابات فعلی دارند، به مشارکت فعال درانتخابات ریاست جمهوری و استفاده از این فرصت جهت ایجاد تغییر سازنده در
روند اداره امور کشور بپردازند. آنان برای خود دلايلي دارند که با مردمان این مرز و بوم در میان خواهند گذاشت. آن چه اینک پیش رو است برخی از دلایل دانشجویان دیروز و خدمتگذاران همیشگی این مرز و بوم است:
1- با وجود اینکه بخش زیادی از قدرت سیاسی،اقتصادی و رسانه ای در اختیار نهادهای انتصابی و خارج از حیطه دولت است، با این حال نبايد با تحلیل ها و فرضیات غیر واقعی، نقش دولت در نحوه اداره کشور را کم اهمیت جلوه داد. خصوصاً اینکه تجربه عملکرد دولت در سه سال و نیم گذشته به خوبی نشان داد که نحوه عملکرد دولت می تواند نقش تعیینکنندهای در سرعت بخشیدن به روند توسعه و یا بالعکس پسرفت و نابودی کشور داشته باشد. بنابراین تصمیم گیری در خصوص نحوه مشارکت در انتخابات آتی می بایست با اصلاح این فرض و البته با لحاظ سایر الزامات و پیش نیازهای حداقلی یک انتخابات سالم، آزاد و رقابتی صورت پذیرد.
2- دانشجویان دیروز به رسم دلبستگی هاي ديرين ، بيش از همه همچنان اندیشه دانش و دانشگاه دارند. آن چه دراین سالیان برسر دانش و دانشگاه آمده است ،دست كمي از اندیشه سوزی و دانش سوزی مهاجمان به اين سرزمين ندارد.مدیرانی که باید برحکم وظیفه مدال و نشان برسینه فرزندان فرهيخته و كوشاي این سرزمین به سبب تلاش برای ادامه تحصیلشان می آویختند،ستاره هاي محروميت از تحصيل را در كنار نامشان نهادند. محروم ساختن فعالان دانشجویی منتقد از ادامة تحصیلات عالی، احکام تعلیق و اخراج و محرومیت از تحصیل علیه دانشجویان، انحلال انجمن های اسلامی و تشکل های دانشجویی مستقل در دانشگاه ها، صدور احکام حبس و بازداشت علیه فعالان دانشجویی منتقد، از بین بردن استقلال دانشگاه و تحمیل رؤسای فرمایشی بر دانشگاه هاگسترش نفوذ حاكميت نهادهاي نظامي،امنيتي در دانشگاهها، تنها نمونه ای از بسیاری مصائب است که بر سر دانش و دانشگاه آمده است.
دانشجویان دیروز هرچند که در تلاش معاش گرفتار شده باشند اما همچنان آزادی را همچون گوهری جستجو می کنند.آزادی فعالیتهای سیاسی و اجتماعی از جمله دغدغه هایی است که دانشجویان دیروز همچنان به آن مي انديشند.هرچند که تحدید آزادیها سالیانی است که رسم شده است اما چند سالی است که این رسم قوت بیشتري گرفته است.محدودیتهای ایجاد شده برای فعالیتهای سیاسی و اجتماعی دانشجویی، مطبوعات، احزاب ، نهادهای مدنی، فعالين زنان و تشكلهاي كارگري نمونه هايی از افزایش تحدیدها در سالیان اخیر است.
3- آمارهایی که با وجود آمارسازیهای انجام شده نشان از اوضاع وخیم اقتصادی کشور دارد، از جمله افزایش نرخ تورم، بالا رفتن نرخ بیکاری، افزایش ضریب جینی بعنوان شاخص توزیع نا عادلانه ثروت،گرانی بی سابقه مسکن،تشديد تحريمها،رکود شدید در پروژه های عمرانی وخالی شدن حساب ذخیره ارزی، نشان از ضرورت حضور دولتی دارد که حداقل گوشی برای شنیدن توصیه های متخصصان اقتصادی داشته باشد نه اینکه انان را به داشتن اندیشه های قدیمی و غربی متهم نماید.
4- قانون گریزی، تخلفات مختلف مالی و اداری که گوشه ای از آن در گزارش تفریغ بودجه سالهای85 و86 دیوان محاسبات منتشر گردید، از جمله انحراف 54 درصدی از قانون بودجه سال 86 (مجلس دست چين شده از دوستان دولت، گزارش از 1400 تخلف و به عبارتی 7 تخلف در هر روز می دهد) ، واریز نشدن بیش از یک میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از فروش نفت به خزانه در سال85 ، همچنین افزایش غیرقانونی تعرفه های برق در سال 86 نمونه های بارزی از عملکرد دولت در این زمینه است.
5- تصمیمات عجولانه و غیرکارشناسی در مجموعه دولت و تشدید آن پس از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی به دستور رییس جمهور، یکی از شاخصه هاي اصلي دولت نهم است. نمونه کوچکی از این تصمیمات خلق الساعه و فرد محور را در موضوع عدم تغییر ساعت رسمی کشور در شروع سال85 ،که بنا به گزارش مرکز پژوهش های مجلس منجر به خسارت حدود سیصد میلیارد تومانی به کشور شد می توان دید.
اگرچه هر ملتی فرصتی را برای تغییر تاریخ خود دارد اما شاید این فرصت ها همیشگی نبوده و همیشگی نباشد پس بهتر آن ا ست که به انتظار فرصت های جدید، گذر فرصت های پبش رو را نظاره نکرد. دانشجویان دیروز، اینک بنا به آنچه گفته شد و دلايل بیشمار دیگر که ذکر آنها در این مجال نمی گنجد، تصمیم گرفته اند در انتخابات رياست جمهوري دهم رای دهند و دیگران را نیز به همراهی در سرنوشت سازی و ایجاد تغییر سازنده در کشور فراخوانند.
لذا با توجه به مباحث پیش گفته و ضرورت تغيير در مديريت اجرايي كشور ، همچنین با عنایت به سوابق ارزنده و مدیریت شایسته جناب آقای مهندس میرحسین موسوی در دوران 8 ساله جنگ و تاکید ایشان بر حمایت از آزادی بیان ، مطبوعات واحزاب و توجه ویژه به فعالیتهای فرهنگی و هنری، ادوار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعت آب و برق(شهید عباسپور) ضمن احترام به سایر کاندیداها و حامیان ایشان، از بین گزینه های موجود، آقای مهندس میرحسین موسوی را مناسب ترین گزینه برای در دست گرفتن سکان اجرايي كشور دانسته و حمایت قاطع و همه جانبه خود از ایشان را اعلام مي دارد.
در پايان اين مجموعه اهم درخواستها و انتظارات خود از ايشان را به شرح زیر اعلام می دارد:
- استفاده از همه ظرفیتهای ممکن علی الخصوص پتانسیل گروههای اجتماعی جهت صیانت از آراي مردم در انتخابات آتی به عنوان گام اساسی جهت پیروزی و فراهم شدن زمینه ایجاد تغییر.
- عملیاتی نمودن کلیه مفاد قانون اساسی بویژه توجه به اجرای کامل مفاد فصل سوم قانون اساسی در خصوص حقوق ملت.
- اهتمام ویژه به استقلال دانشگاهها و انتخابي شدن رؤساي دانشگاهها، حمایت از آزادیهای آکادمیک و همچنین اصلاح قوانین محدود کننده فعالیتهای دانشجویی، جلوگیری از برخورد با فعالین و لغو احکام غیر عادلانه تعلیق دانشجویان و تشکلهای دانشجویی.
- احیاء سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سایر نهادهای مشورتی و کارشناسی کشور که در دولت فعلی منحل و یا به حاشیه رانده شده اند.
- پرهیز از نگاه ایدئولوژیک و آرمانگرایانه به بحث انرژی هسته ای و توجه به اصل هزینه- فایده و لحاظ منافع ملی در تصمیم گیریهای مربوط به این موضوع.
- تلاش در جهت حذف ايدئولوژي محوري و دشمن جويي و اولويت دادن به تامين منافع ملي در روابط و مناسبات خارجي
- تسریع در روند خصوصی سازی و كوچك سازي دولت و همچنین جلوگیری از واگذاری پروژه های عمرانی و صنعتی به پیمانکاران نظامی و دولتی در شرایط غیررقابتی.
- ملاك قرار دادن تخصص و تجربه جهت به كار گماردن افراد در مناصب اداري.
- حمایت از فعالیت احزاب و نهادهای مدنی، افزایش مراودات با آنها و استفاده از پتانسیل ایشان در اداره امور کشور.
به امید داشتن ایرانی آزاد، آباد، و سربلند.
ادوار انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعت آب و برق(شهید عباسپور)
در دور قبل انتخابات مجلس همه حرف از اختلاف بین جبهه اصولگرایان و محافظه کاران می زدند و این بر سر زبان ها بود که بر سر قدرت بودن سبب اختلاف شده است که الحق درست بود. کما آنکه اوضاع خنده داری را نیز سبب شد. اما اکنون که نوبت به انتخابات ریاست جمهوری رسیده اختلاف در گروه دور از قدرت به سر حد خود رسیده است. در طرف دیگر اردوگاه راستگرایان حاکم گویی با وجود تمام شایعات فعلا بر سر رئیس جمهور فعلی که به لطف سفرهای استانی و رسانه ملی از تبلیغ بی نیاز است، اجماع صورت گرفته است.
امروز در حالی که در خیابان کارگر شمالی در پی مسیر بودم به ناگاه پیرمرد معمم رو دیدم به چشمم آشنا آمد گویی 4 سال پیش او را دیده بودم. پیرمرد فعال حقوق بشر بود، مدافع گنجی، رئیس کمسیون اصل 90 مجلس شورای ملی مجلس ششم. گفتم سلام جناب انصاری پیرمرد سرش را در حالی که 5 روزنامه در دست داشت و دیگری را گلچین میکرد(جالب بود ایران، اعتماد، اعتماد ملی، کیهان و آخری مجله ای بود که عکس خاتمی روی آن داشت)، بلند کرد و با تبسمی که برایم یادآور تمام خاطرات گذشته در کانون منحل شده حقوق بشر دانشگاه عباسپور بود جواب داد. با طعنه پرسیدم: حاج آقا! خبری ازتون نیست گوشه گیر شدین فقط تو عکسا و فیلما میشه دیدتون، از سیاست خسته شدین!؟
اما ایندفعه انگار بهش برخورد، گفت نه پسرم همین دیروز با چنتا روزنامه مصاحبه کردم!
سرتون رو درد نیارم، قبلا فکر می کردم اصلاح طلبان برای شکستن رای احمدی نژاد استراتژی کلی و گنگی را در پی گرفتن تا با آوردن کاندیداهای مختلف با قومیت ها و دیدگاه های مختلف انتخابات را به دور دوم بکشند اما فقط با چند لحظه صحبت با پیرمرد تمام خوش بینی هام نقش بر آب شد.
خیلی صریح و رک همونطور که قبلا هم صحبت می کرد گفت آقای کروبی رو نمیشه گذاشت کنار نمیشه زدش اما دیدگاهایی داره که نه با من نه با خاتمی تا اومد ادامه بده گفتم تازگی هم که یه مطلب تو روزنامه کیهان ازشون خوندم که گفتن "خط قرمز من با اصلاح طلبان ولایت فقیه است" با همان ترفند همیشگی آخوندها از جواب دادن و اعلام نظر در این مورد طفره رفت. اما کاملا طرفداری خودش را از خاتمی اعلام کرد. وقتی گفتم موسوی هم اومد که حاجی تو جام جم هم که مشاور خاتمی گفته بود شاید نیاید. حاجی تا اسم موسوی شنید اخم کرد و به جای اینکه جواب من رو بده گفت گفتمان خاتمی هنوز هم بر تمام مباحث این دوستان برتری دارد و ... من بازهم سوال خودم رو تکرار کردم ایشون گفت جام جم حرف رو عوض کرده و برداشت خودش رو نوشته.
اما نتیجه اخلاقی که از این هم صحبتی چند دقیقه فهمیدم اینکه اوضاع اصلاح طلبان خیلی بهم ریخته است یا به اصطلاح خودمونی خر تو خره!
بررسي آتش سوزي در ساختمان
فهرست مطالب
مقدمه
تعاريف
دسته بندي ساختمانها از لحاظ مقاومت در برابر حريق
رابطه تصرف و حريق
مقاومت مصالح ساختماني مقابل حريق
روشهاي سازه اي جلوگيري از گسترش حريق
راههاي خروج
مآخذ
مقدمه
Ø با گسترش كاربرد مصالح ووسايل قابل اشتعال در ساختمانها وتوسعه شبكه هاي انرژي نظير گازوبرق خطر آتش سوزي در ساختمانها افزايش يافته است.بنابراين موضوع كنترل و مهار آتش و به حداقل رساندن خسارات جاني ومالي بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد.
تعاريف
Ø تعريف حريق : حريق آتشي است كه از اختيار خارج شده ومعمولا داراي گازهاي سمي و دودهاي خطرناك است.و در برابر آن كوششهاي ممانعت محافظت ومبارزه به كار گرفته ميشود.
Ø تعريف بار سوخت :اشيا مواد ومصالح وتمام چيزهائي كه درعمل احتراق شركت مي كنند.
Ø تعريف بار حريق : اگر مقداربارسوخت با وزن مقدار چوبي كه همان اندازه انرژي حرارتي توليد كند مقايسه شده وبراي هر متر مربع زير بنا محاسبه شود بار حريق نام دارد.
Ø تعريف آزمايش حريق استاندارد:
Ø آزمايش يا آزمايشهاي استاندارد ويژه براي شناسايي مقاومت ورفتار مصالح فرآورده ها اعضا واجزاي ساختماني در مقابل آتش سوزي
مقاومت ساختمان دربرابرآتش سوزي
Ø مقاومت ساختمان دربرابر آتش سوزي به جنس چگونگي تركيب ورفتارمصالح موردمصرف ونيز خودحريق بستگي دارد.
Ø معني مقاومت آن است كه عضو موردنظر چه مدت وظيفه اجرايي وكاركرد خودرا در ساختمان حفظ كند.
دسته بندي ساختمانها ازلحاظ ساختارومقاومت دربرابر حريق
1) ساختار نوع1-تيپ1:بناهاي مقاوم حريق:بناهايي كه سفتكاري وتمام اعضاي باربر كلا ازمصالح غيرقابل احتراق ساخته شده است.براي سقفها وبامها 2ساعت وبراي سايراعضا باربر هريك 3ساعت مقاومت در برابر حريق در نظر گرفته شده است.
2) ساختار نوع1-تيپ 2:براي كفها وسقفها 1ساعت وبراي ديگر اعضاي باربر 2 ساعت مقاومت درنظرگرفته شده است .
3) ساختارنوع2-بناهاي غيرقابل احتراق: ساختار بنا كلا ازمصالح غيرقابل احتراق تشكيل مي شود.متداولترين ساختار در ايران است.مصالح آن شامل آجر سيمان سنگ يا از بتن مسلح وفولاد است.
4) ساختار نوع3-تيپ1:بناهاي قابل احتراق محافظت شده:بعضي از قسمتهاي باربرشان مثلا سقفها بامها يا ستونها بامصالح قابل احتراق ساخته مي شود اما اعضاي باربر بايد 1ساعت بتوانند مقاومت كنند.
5) ساختار نوع 3-تيپ3:بناهاي قابل احتراق محافظت نشده:اين ساختار شامل بناهايي است كه بخشي از اعضاي آن يا تمام آنها از مصالح قابل احتراق ساخته شده وهيچ گونه تدابير حفاظتي در موردآنها به كارنرفته است.
رابطه بين بار حريق وتصرف ساختمان
Ø در شرايط مساوي بار حريق ساختمان به تصرف آن بستگي دارد.
Ø ميانگين بار حريق بر حسب كيلوگرم برمترمربع: بناي مسكوني 6/16
Ø تصرفهاي آموزشي :35
Ø درماني:8/27
Ø اداري:35
Ø تجاري 55
Ø انباري:بسته به نوع تصرف:50تا 850
تقسيم بندي تصرفها ازلحاظ خطر پذيري حريق
Ø كم خطر:ميانگين بار حريق 50 كيلو گرم بر متر مربع شامل مسكوني و...
Ø ميان خطر: بين 50 تا 100 كيلو گرم بر متر مربع شامل صنعتي و...
Ø پرخطر :بيش از 100 كيلوگرم بر متر مربع مانند انبارهاي خاص
مقاومت مصالح مقابل حريق
Ø مشخصه عمده آن توان در آتش است كه تابع 2 عامل است:
Ø شركت در سوخت
Ø پايداري در آتش
Ø شركت در سوخت :چگونگي تغذيه آتش و مربوط به جنس مصالح
Ø بر اين اساس مصالح 2 دسته هستند :
Ø غير قابل احتراق :مصالحي كه وقتي در محيطي به حرارت 1200 درجه مي رسد :
Ø اولا با اكسيژن هوا تركيب نشود و توليد حرارت نكند.
Ø تجزيه نشود.
Ø مانند:گچ بتون سنگ فلزات و....
Ø در غير اين صورت قابل احتراق هستند.
Ø پايداري در آتش:مدت زماني است كه مصالح نقش خود را در ساختمان به طور كامل وايمن انجام دهند.
Ø با توجه به نقش اعضا اعضاي بار بر مثل ستونها وساير اعضاي مهم مانند ديوارها و سقف بايد مدت زياد تري دوام بياورند.
مختصات حرارتي مصالح
Ø مصالحي كه از جنس آلومينيوم وكلسيم باشند در برابر حريق تجزيه مي شوند.
Ø گچ وسيمان در صورتي در برابر حريق مقاوم خواهند بود كه به ضخامت كافي باشند.
Ø چوب با اينكه قابل اشتعال است اما در صورتي كه قطورباشدمقاومت زيادي در برابر حريق خواهد داشت.چون قشري از كربن توليد مي كند كه قابليت احتراق پا ييني دارد وقسمتهاي دروني آن را محا فظت مي كند.
Ø شيشه: به علت تركيبات سيليس بسيار نا مقاوم است و به حالت خميري در حرارت بالا تبديل مي شود.
Ø فلزات: اغلب فلزات پر مصرف درصورت مواجهه با حرارت زياد ذوب گشته و مي سوزند.
Ø علت خرابي ساختمانهاي فولادي در اثر حريق:
Ø ذوب آن
Ø ضريب انبساط طولي بالا
Ø ظرفيت حرارتي پائين
Ø بنا براين بايد فلزات در ساختمان را حفاظت نمود ازجمله:
Ø آجر كاري به قطر حداقل 5 سانتي متر با آجرهاي رسي
Ø پاشيدن ورميكوليت آهك و سيمان بقطر 2 سانتي متر
بررسي مقاومت بتن در برابر حريق
Ø ميزان مقاومت بتن تابع :
Ø ضخامت : هرچه بيشتر باشد مقاومت آن هم افزايش مي يابد.
Ø نوع اجزا :بتن سبك به علت داشتن تركيبات كربنات مقاومت بيشتري دارد
Ø درصد رطوبت :بتن هاي خشك شده طبيعي به علت داشتن ميزان رطوبت بالاتر در درون خود مقاوم تر هستند.
ايجاد مقاومت 3ساعتي مقابل حريق
Ø ديوارهاي حامل بار بايد 4ساعت مقاوم باشند مثلا اگر بتني باشند بايد 20 سانتي متر ضخامت داشته باشند.
Ø اعضاي اصلي حامل بار شامل ستونها وخرپاها و... 4ساعت مقاوم باشنددر صورت بتني بودن 40 سانتي متر ضخامت ودرصورت فلزي بودن حداقل 7سانتي متر بتن روي آن باشد.
Ø كف وسقف 3ساعت مقاوم باشندوبر روي آن قالبي ازگچ شفته يا ماسه حامل پوشش رويه قرار گيرد.
Ø تيرهاودالها:3 ساعت مقاوم باشند ودر صورتي كه فلزي هستند حداقل 2 سانتي متر روي آن بتن باشد.
Ø ديوارهاي داخلي و پله كانها 2 ساعت مقاوم باشند بايد به قطر 10 سانتي متر بوده كه دور آن اندود باشد.
روشهاي سازه اي مقابله با حريق
Ø جلو گيري از گسترش حريق وايمني فرار
Ø براي جلوگيري ازگسترش حريق در فضا هاي داخلي:
Ø بايد تمام تنوره هاي ساختمان به وسيله ديوارهايي از مصالح غير قابل احتراق ودرهاي مقاوم در برابر حريق محصور كرد.
Ø سطح زيربناي ساختمان به وسيله ديوارها كفها ودرهاي مقاوم در برابر حريق تقسيم بندي شود.
در اين شكل جلو گيري از گسترش حريق در پله هاي برقي نشان داده شده است.
در ساختمانهايي كه به علت خطرات حريق محدوديتهايي رابراي مساحت در نظر مي گيرند بين آنها از ديوار حريق استفاده مي شود.
حريق برخوردي
Ø به دوحالت انتقال ميابد: از طريق شعله و از طريق تشعشع
Ø تدابير حفاظتي:
Ø برداشتن اشياي قابل احتراق موجود بين ساختمانها
Ø استفاده از شبكه آبفشانهاي خودكار بر روي سطوح خارجي
Ø استفاده از مصالح غير قابل احتراق و رنگهاي روشن
Ø ايجاد ديوار حريق وحايل خود ايستا بين ساختمان مورد برخورد و ساختمان مورد نظر
ايمني فرار
Ø راه خروج : مسير پيوسته اي است كه از هر نقطه اي در داخل ساختمان شروع وبه فضاي آزاد بيرون منتهي مي شود وشامل :
Ø دسترس خروج
Ø خروج
Ø تخليه خروج
Ø براي عبور هر نفر در هر ثانيه 56 سانتي متر عرض نياز مي باشد. كه براي افراد معلول اين عدد متفاوت است.
بنا براين براي عبور 90 نفر در 1 دقيقه وتخيله كامل ساختمان به 5/1 برابر اين عرض نياز خواهد بود كه مقدار آن حدود 84 سانتي متر مي باشد.
مآخذ
Ø محافظت ساختمان در برابر حريق
Ø حفاظت ساختمانها مقابل حريق
Ø تكنولوژي حريق
ايجاد مقاومت 3ساعتي مقابل حريق
Ø ديوارهاي حامل بار بايد 4ساعت مقاوم باشند مثلا اگر بتني باشند بايد 20 سانتي متر ضخامت داشته باشند.
Ø اعضاي اصلي حامل بار شامل ستونها وخرپاها و... 4ساعت مقاوم باشنددر صورت بتني بودن 40 سانتي متر ضخامت ودرصورت فلزي بودن حداقل 7سانتي متر بتن روي آن باشد.
Ø كف وسقف 3ساعت مقاوم باشندوبر روي آن قالبي ازگچ شفته يا ماسه حامل پوشش رويه قرار گيرد.
Ø تيرهاودالها:3 ساعت مقاوم باشند ودر صورتي كه فلزي هستند حداقل 2 سانتي متر روي آن بتن باشد.
Ø ديوارهاي داخلي و پله كانها 2 ساعت مقاوم باشند بايد به قطر 10 سانتي متر بوده كه دور آن اندود باشد.
روشهاي سازه اي مقابله با حريق
Ø جلو گيري از گسترش حريق وايمني فرار
Ø براي جلوگيري ازگسترش حريق در فضا هاي داخلي:
Ø بايد تمام تنوره هاي ساختمان به وسيله ديوارهايي از مصالح غير قابل احتراق ودرهاي مقاوم در برابر حريق محصور كرد.
Ø سطح زيربناي ساختمان به وسيله ديوارها كفها ودرهاي مقاوم در برابر حريق تقسيم بندي شود.
در اين شكل جلو گيري از گسترش حريق در پله هاي برقي نشان داده شده است.
در ساختمانهايي كه به علت خطرات حريق محدوديتهايي رابراي مساحت در نظر مي گيرند بين آنها از ديوار حريق استفاده مي شود.
حريق برخوردي
Ø به دوحالت انتقال ميابد: از طريق شعله و از طريق تشعشع
Ø تدابير حفاظتي:
Ø برداشتن اشياي قابل احتراق موجود بين ساختمانها
Ø استفاده از شبكه آبفشانهاي خودكار بر روي سطوح خارجي
Ø استفاده از مصالح غير قابل احتراق و رنگهاي روشن
Ø ايجاد ديوار حريق وحايل خود ايستا بين ساختمان مورد برخورد و ساختمان مورد نظر
ايمني فرار
Ø راه خروج : مسير پيوسته اي است كه از هر نقطه اي در داخل ساختمان شروع وبه فضاي آزاد بيرون منتهي مي شود وشامل :
Ø دسترس خروج
Ø خروج
Ø تخليه خروج
Ø براي عبور هر نفر در هر ثانيه 56 سانتي متر عرض نياز مي باشد. كه براي افراد معلول اين عدد متفاوت است.
بنا براين براي عبور 90 نفر در 1 دقيقه وتخيله كامل ساختمان به 5/1 برابر اين عرض نياز خواهد بود كه مقدار آن حدود 84 سانتي متر مي باشد.
مآخذ
Ø محافظت ساختمان در برابر حريق
Ø حفاظت ساختمانها مقابل حريق
Ø تكنولوژي حريق
1. آتش سوزي ها :
وجود هر گونه جرقه يا حرارت زياد مستمر در کنار مواد سوختني و مشتعل شونده ، در نهايت منجر به آتش سوزي خواهد شد. چند عنوان جالب در رابطه با آتش سوزي شهرها در هنگام زلزله عبارت از موارد زير هستند:
أ) عوامل ايجاد آتش
ب) گسترش آتش در شهر
ج) عملکرد ساختمان هاي مختلف در برابر آتش
أ) عوامل ايجاد آتش: بنا له تجربه زلزله هاي گذشته به ويژه در ژاپن عوامل ايجاد آتش ، مي توانند از جمله موارد زير باشند:
· استفاده از وسايل گاز سوز نظير اجاق گاز پخت و پز غذا و آبگرمکن در هنگام وقوع زلزله
· نشت گاز در اثر شکست لوله هاي گاز ناشي از تخريب ساختمان ها و وقوع جرقه ماشين ، اتصال برق ، فندک يا پيلوت وسايل گاز سوز
· وسايل برقي حرارتي به ويژه بخاري برقي روشن در هنگام زلزله مي تواند منجر به سوختن لوازم پارچه اي ، چوبي يا ساخته شده از مواد شيميايي نظير فرش ها ، ملحفه ها ، لباس ها ، کتاب و کتابخانه ها و امثال آن ها گردد.
· اتصالات سيم هاي برق اگر در مجاورت محيط هاي مشتعل شونده مثل گاز ، بنزين ، نفت و پنبه و امثال آن ها روي دهد.
· وصل مجدد جريان برق بعد از زلزله بدون اطمينان از صحت و درستي سيم کشي مصرف کننده ها
ب) در مورد گسترش آتش در شهرها عوامل ذيل بسيار موثرند:
· نزديکي ساختمان ها به يکديگر که در اثر شعله ور شدن يک ساختمان ، زباله شعله ها به ساختمان هاي مجاور نيز رسيده و آن ها را مشتعل نمايد.
· وزش باد در هنگام آتش سوزي باعث سرايت آن به نقاط مجاور گرديده و باعث خسارات فراواني خواهد گرديد.
· نبودن فضاهاي حائل نظيرپارک ها و رودخانه ها بين محله هاي مختلف شهر که اين امر نيز باعث گسترش و سرايت آتش از محله اي به محله ديگر مي گردد. يکي از نکات بسيار مهم در شهرسازي نوين در مقابل زلزله توجه به اين نکته اساسي و تقسيم شهر به محله هايي است که به وسيله رودخانه يا پارک ها از يکديگر جدا شده اند.
· نبودن آب ، شيرهاي آتش نشاني يا ماشين هاي آتش نشاني ، نيز خود از عوامل گسترش آتش در شهرها مي باشد.
ج) رفتار ساختمان هاي مختلف در برابر آتش سوزي با يکديگر متفاوت بوده و از خود مقاومت هايي به صورت زير نشان مي دهند:
· ساختمان هاي چوبي در برابر آتش سوزي بسيار ضعيف بوده و در زلزله سال 1995 شهر کوبه ژاپن حدود 23000 واحد مسکوني که قريب به اتفاق آن ها چوبي بودند ، در آتش سوختند. ( بزرگترين نمونه توسعه آتش سوزي ، حريقي است که پس از زلزله عظيم 1932 کانتو رخ داده است )
· ساختمان هاي با اسکلت فلزي اگر داراي پوشش بتني با عايق آتش روي تيرها و ستون ها باشند ، مي توانند تا يک دو ساعت در برابر آتش مقاومت کنند. در هر صورت فولاد در مقابل آتش مقاومت زيادي ندارد و خواص مقاوم خود را از دست داده و فرو مي ريزد.
· ساختمان هاي بتن مسلح داراي مقاومت نسبتا خوبي در برابر آتش بوده و مي توانند تا ساعات زيادي مقاومت نمايند ؛ ليکن داغ شدن ستون ها و تيرها باعث رسيدن حرارت زياد به ميلگردهاي فولادي داخلي مي شود و باعث مي شود ساختمان ها فرو ريزد. (علت عدم گسترش آتش از اطراف پلايش توپراش ترکيه در زلزله 1999 ازميت ، وجود سازه هاي بتني در منطقه بوده است)

چكليستهاي راهنمايي براي تعيين ميزان عملكرد سازمان به مديريت بحران بر مبناي ASIS
BCP:طرح مديريت بحران
|
رديف |
ملاحظات |
بله / خير |
توضيحات |
|
توسعه برنامه مرور كلي | |||
|
1 |
اگر حادثهاي همين امروز در سازمان شما اتفاق بيفتد آيا سازمان شما برنامهاي براي رهايي از وضعيت دارد؟ |
|
|
|
2 |
آيا سازمان شما برنامه مديريت بحران دارد؟ و آيا بهروز است؟ |
|
|
|
3 |
آيا مديران ارشد برنامه مديريت بحران را تصويب ميكنند؟ |
|
|
|
4 |
آيا مديران ارشد از برنامه مديريت بحران پشتيباني و حمايت مينمايند؟ |
|
|
|
5 |
آيا هزينه برنامه مديريت بحران تعيين شدهاند؟ و اين شامل حفظ و توسعه نيز است. |
|
|
|
6 |
آيا رسيدگي اوليه، ايمني و بيمهي بخشها در برنامهي مديريت بحران در نظر گرفته شده است؟ |
|
|
|
7 |
آيا برنامه مديريت بحران امتحان شده است؟ و اين شامل آزمونهاي ناگهاني و غافلگرانه نيز ميشود. |
|
|
|
توسعه برنامه جوابگو بودن و پاسخگو بودن | |||
|
1 |
آيا در خطمشي سازماني تعريفي از بحران ذكر شده است (آيا خطمشي سازمان شامل تعريف بحران است)؟ |
|
|
|
2 |
آيا فرد مشخصي در سازمان كه مسئول سيستمهاي بحراني و فرآيندهاي كار باشد، تعيين شده است؟ |
|
|
|
3 |
آيا يك تيم مديريت بحران منصوب و انتخاب شده است؟و آيا اين تيم شامل مديران ارشد سازمان ميباشد؟ |
|
|
|
4 |
آيا ستاد مديريت بحران به افراد سازمان ابلاغ شده است؟ |
|
|
|
5 |
آيا فردي به عنوان بهروز كننده طرح مديريت بحران منصوب گرديده است؟ |
|
|
|
توسعه برنامه ارزيابي ريسك | |||
|
1 |
آيا سازمان شما ارزيابي ريسك انجام داده است؟ |
|
|
|
2 |
آيا انواع ريسكها و خطراتي كه ممكن است بر سازمان شما تأثير بگذارند، شناسايي و ارزيابي شدهاند؟ |
|
|
|
3 |
آيا احتمالات هر يك از انواع ريسكها ارزيابي و بررسي شدهاند؟ |
|
|
|
توسعه برنامه تحليل اثر فعاليتهاي سازمان | |||
|
1 |
آيا فرآيندهاي بحراني شناسايي شدهاند؟ |
|
|
|
2 |
آيا فرآيندهاي سازماني طبقهبندي و اولويتبندي شدهاند؟( كم، متوسط و پراهميت) |
|
|
|
3 |
آيا اثرات انساني و هزينههاي مالي براي هر بحران ممكن، ارزيابي شدهاند؟ |
|
|
|
4 |
آيا حداكثر زمان قابل قبول تعطيلي موقت سازمان و بازتواني تعيين شده است؟ |
|
|
|
5 |
آيا طول زماني كه فرآيندهاي سازماني مي توانند غيرفعال باشند تعيين شده است؟ |
|
|
|
6 |
آيا اهداف زمان بازتواني تعيين شده است؟ |
|
|
|
7 |
آيا منابع مورد نياز جهت بازگشت به حالت اوليه و بازتواني تعيين شدهاند؟ |
|
|
|
توسعه برنامه برنامههاي استراتژيك | |||
|
1 |
آيا روشهاي كاهش ريسكهاي تعيين شده در تحليل اثر فعاليتهاي سازمان و ارزيابي ريسك تعيين شده است؟ |
|
|
|
2 |
آيا طرحها و دستورالعملهاي پاسخ براي هر حادثه توسعه يافتهاند؟ |
|
|
|
3 |
آيا استراتژيهاي مربوط به توقفهاي كوتاهمدت و بلندمدت سازمان، انتخاب شدهاند؟ |
|
|
|
4 |
آيا اين استراتژيها قابل دستيابي، آزمايششده و از نظر هزينه، ثمربخش هستند؟ |
|
|
|
توسعه برنامه توسعهي مديريت بحران و تيم پاسخ | |||
|
1 |
آيا تيم مديريت بحران اعضاي منابع انساني را شامل ميشود؟ |
|
|
|
2 |
آيا تيمهاي پاسخ، جهت پشتيباني از تيم مديريت بحران سازماندهي شدهاند؟ |
|
|
|
3 |
آيا برنامههاي پاسخ مربوط به وضعيتهاي مختلف بحران، توسعه يافته و در ساختار طرح مديريت بحران كلي سازمان جا داده شده است؟ |
|
|
|
4 |
آيا برنامههاي پاسخ مربوط به ارزيابي آسيبها، بازگشت به حالت اوليهي محل، ليست حقوقي، منابع انساني، فناوري اطلاعات و پشتيبانيهاي اداري مشخص گرديدهاند؟ |
|
|
|
5 |
آيا اطلاعات ارتباطي (تماسها) براي تيمهاي مديريت بحران و پاسخ در طرح جا داده شده است؟ |
|
|
|
پيشگيري خطمشي شركت و استراتژيهاي پيشگيري | |||
|
1 |
آيا رسيدگيهايي جهت تأكيد بر اجراي خطمشي طرح مديريت بحران و دستورالعملهاي آن انجام ميگردد؟ |
|
|
|
2 |
آيا سيستمها و منابعي كه در فرآيند پيشگيري مشاركت ميكنند، تعيين شدهاند؟ كه شامل پرسنل، تسهيلات، تكنولوژي و تجهيزات هستند. |
|
|
|
3 |
آيا سيستمها و منابع براي اطمينان از در دسترس بودن آنها در مواقع نياز، بررسي شدهاند؟ |
|
|
|
پيشگيري پرهيز، منع و كشف | |||
|
1 |
آيا انگيزهي كافي به كارمندان جهت مسئول (پاسخگو) بودن براي پرهيز، منع و كشف داده شده است؟ |
|
|
|
2 |
آيا برنامههاي امنيتي تسهيلات براي پشتيباني از پرهيز، منع و كشف مشخص گرديدهاند؟ |
|
|
|
3 |
آيا خطمشي عملياتي و دستورالعملها براي حفاظت از تسهيلات توسعه يافته است؟ |
|
|
|
4 |
آيا از استقرار برنامهها و سيستمهاي امنيتي فيزيكي كافي در محلهاي مورد نياز براي حفاظت از تسهيلات اطمينان داريد؟ |
|
|
|
پاسخ شناخت بحرانهاي بلقوه و مطلع كردن تيم | |||
|
1 |
آيا برنامههاي پاسخ در هنگام وقوع يك حادثه شناسايي شدهاند؟ چند سطح از پاسخ پيشبيني شده است؟ |
|
|
|
2 |
آيا نشانههاي خطر براي تشخيص اينكه يك حادثه بحران است، مشخص گرديده است؟ |
|
|
|
3 |
آيا افردي آموزش ديدهاند كه علامتهاي هشدار را براي يك بحران حتمي اعلام نمايد؟ |
|
|
|
4 |
آيا سيستمهاي اخطار در محلها نصب شدهاند؟ كه شامل سيستمهاي موازي هستند. |
|
|
|
5 |
آيا ليست تماسها جهت اخطار افراد كامل و بهروز است؟ |
|
|
|
پاسخ ارزيابي وضعيت | |||
|
1 |
آيا يك فرآيند ارزيابي كه نشاندهنده و مرتبط با شدت و ضربهي (اثر) يك بحران توسعه يافته است؟ |
|
|
|
2 |
آيا مسئوليت اعلام يك بحران، همچنين اولين و دومين جايگزين مشخص شدهاند؟ |
|
|
|
پاسخ اعلام يك بحران | |||
|
1 |
آيا ضوابط، براي هنگامي كه يك بحران بايد اعلام شود، تعيين شدهاند؟ |
|
|
|
2 |
آيا مسئوليت اعلام يك بحران به روشني مشخص و ارجاع شدهاست؟ |
|
|
|
3 |
آيا يك شبكه اعلام خطر، براي اعضاء تيم برنامه مديريت بحران و كارمندان راهاندازي شده است؟ |
|
|
|
4 |
آيا از وجود يك وسيلهي جايگزين هشدار در هنگام از كار افتادن سيستم اعلام خطر اطمينان داريد؟ |
|
|
|
5 |
آيا فعاليتهايي كه در هنگام وقوع يك بحران اجرا ميشوند، شامل اخطار، تخليه، جابجايي، فعالسازي ايت جايگزين، استقرار تيم مديريت بحران، تغيرات عملياتي و غيره، تعيين شدهاند؟ |
|
|
|
پاسخ اجراي طرح مربوط به بحران | |||
|
1 |
آيا ملاحظات لازم براي گسترش برنامهي مديريت بحران در بدترين سناريو در نظر گرفته شدهاند؟ |
|
|
|
2 |
آيا برنامهي مديريت بحران، براي حفاظت از جان انسانها و دارائيها، سيستمها و فرآيندهاي بازگشت به حالت اوليه، كاهش طول وقفه، حفظ اعتبار، كنترل پوشش رسانهاي (خبري) و حفظ روابط پايدار با مشتري اولويتبندي شده است؟ |
|
|
|
3 |
آيا شدت بحران و پاسخ مناسب تعيين شده است؟ |
|
|
|
پاسخ ارتباطات | |||
|
1 |
آيا استراتژي ارتباطات يك بحران تعيين شده است؟ |
|
|
|
2 |
آيا پيامرساني بموقع، صادقاته و معقول (هدفمند) هستند؟ |
|
|
|
3 |
آيا ارتباطات با تمام كارمندان تقريباً در يك زمان مشابه انجام ميشود؟ |
|
|
|
4 |
آيا بهروزسازي، شامل اخطار اينكه چه موقع بهروزسازي بعدي بايد انجام شود، به طور منظم انجام ميشود؟ |
|
|
|
5 |
آيا مسئول روابط عمومي اصلي و مسئول روابط عمومي پشتيبان كه ارتباطات زمان بحران با رسانهها و ديگر ارگانها را منتشر و مديريت ميكند، تعيين (گماشته) شدهاند؟ |
|
|
|
پاسخ مديريت منابع- منابع (عناصر) انساني | |||
|
|
آيا يك سيستم كه تمامي پرسنل بتوانند بهسرعت مسئول (پاسخگو) شوند تعبيه (تدبير) شده است؟ |
|
|
|
|
آيا سيستمي وجود دارد كه مطمئن باشيم اطلاعات به طور صحيح حفظ ميشوند؟ |
|
|
|
|
آيا مقدمات براي اخطارهاي احتمالي بعدي مهيا شدهاند؟ |
|
|
|
|
آيا مشاوره در زمينهي بحران را ميتوان به عنوان يك ضرورت در نظر گرفت؟ |
|
|
|
|
آيا سيستمهاي اقتصادي ليست حقوقي و حمايت از امكانات و كارمندان بر اساس وظايف اعضاء باقي خواهد ماند؟ |
|
|
|
پاسخ مديريت منابع- لجستيك | |||
|
|
آيا يك مركز مديريت بحران مشخص تعريف شده است و آيا اين مركز مجهز به وسايل لازم براي حفاظت از جان انسانها شامل UPS و ابزارهاي ارتباطي است؟ |
|
|
|
|
آيا محل كار جايگزين براي از سرگيري كار و بازگشت به حالت اوليه تعريف شده است؟ |
|
|
|
|
آيا ركوردهاي (مدارك) حياتي و و بحراني در يك بايگاني خارج از محل نگهداشته (ذخيره) شده است؟ |
|
|
|
|
چه مدتي هر وسيلهي كار ميتواند به صورت مؤثر عمل كند بدون اينكه مراحل نرمال ذخيرهسازي اطلاعات به پايان برسد؟ |
|
|
|
|
چه كارهايي براي بازگرداندن اطلاعات به حالت اوليه در زمان بازگشت به حالت اوليه بايد انجام داد؟ |
|
|
|
|
آيا در حال حاضر ميتوان از فرآيندهاي جايگزين براي ذخيرهي اطلاعات بعد از نخستين بازگشت به حالت اوليه، براي تسريع فرآيند بازگشت به حالت اوليه استفاده كرد؟ |
|
|
|
پاسخ مديريت منابع- مسائل مالي و بيمه، حمل و نقل، شركتهاي خدماتي/پشتيباني و سازمانهاي همكاري كننده | |||
|
|
آيا پوشش بيمهاي مناسب تعريف و بكار گرفته شده است؟ |
|
|
|
|
آيا هزينه و اعتبار لازم براي تيم مديريت بحران در دسترس است؟ |
|
|
|
|
آيا گزينههاي حمل و نقل از پيش تعيين و مرتب شدهاند؟ |
|
|
|
|
آيا قراردادهاي شركتهاي فروش و خدماتي بحراني تهيه و تنظيم شدهاند؟ |
|
|
|
|
آيا قرارداد مددكار دو جانبه(Mutual aid) تنظيم شدهاند؟ |
|
|
|
|
آيا آنها (قراردادها) به تمام بخشها بهطور قانوني اعلام و بهطور صحيح مستند و تفهيم شده است؟ |
|
|
|
بازتواني و بازگشت به حالت اوليه ارزيابي آسيب و ضربه (اثر)، بازتواني فرآيندهاي سازمان و بازگشت به حالت نرمال (عادي) | |||
|
|
آيا ارزيابي آسيب در اولين زمان ممكن جرا شده است؟ |
|
|
|
|
آيا تيم ارزيابي آسيب به محل بحران منتقل شده است؟ |
|
|
|
|
آيا بازگشت به حالت اوليهي فرآيندهاي تجاري براي بحرانيترين حالت اولويتبندي شده است؟ |
|
|
|
|
آيا برنامهي فرآيندها براي بازگشت به حالت اوليه در تطابق با برنامهي اولويتبندي است؟ |
|
|
|
|
آيا مستندي وجود دارد كه نشان دهد چه موقع فرآيندهاي بايد به حالت اوليه برگردانده شوند؟ |
|
|
|
|
سازمان به عملكرد نرمال برگشته است؟ |
|
|
|
|
آيا تصميم بازگشت به عملكرد نرمال مستندسازي و مكاتبه شده است؟ |
|
|
|
اجرا و حفظ طرح آموزش و آمادگي عملياتي | |||
|
|
آيا تيمهاي مديريت بحران و پاسخ براي وظايف و مسئوليتهايشان آموزش ديدهاند؟ |
|
|
|
|
آيا چكليست فعاليتهاي بحراني و مسئوليتها و وظايف توسعه داده شده است؟ |
|
|
|
|
آيا تيمها آموزش سالانه ميبينند (بهطور سالانه آموزش ميبينند)؟ |
|
|
|
اجرا و حفظ طرح ارزشيابي | |||
|
|
آيا برنامهي مديريت بحران و تيمهاي مربوطه (اختصاص داده شده) براي معلوم شدن ضعفها كه نياز به تصحيح (برطرف كردن) دارند، امتحان شدهاند؟ |
|
|
|
|
آيا اهداف و انتظارات آزمودن (امتحان كردن) و تمرينات تعيين شدهاند؟ |
|
|
|
|
آيا تمرينات (drills and tabletop exercises) بر طور ساليانه طراحي ميشوند (هدايت ميشوند)؟ |
|
|
|
|
آيا شركت در آزمون شامل گروههاي مختلف سازمان و بخش عمومي است (ميشود)؟ |
|
|
|
|
آيا نظارتكنندگان كه در طول امتحان يادداشت برميدارند و بر نتيجهي آزمون نظر ميدهند،تعيين شدهاند؟ |
|
|
|
|
آيا آزمونها و تمرينات ارزيابي شدهاند؟ كه اين ارزيابي شامل نشان دادن اينكه آيا آنها به خوبي به اهداف مورد نظر نائل ميشوند يا خير است؟ |
|
|
|
اجرا و حفظ طرح بازبيني طرح مديريت بحران و حفظ برنامهي تعيين شده | |||
|
|
آيا برنامهي مديريت بحران بهطور منظم بر اساس يك برنامهي از قبل تعيين شده، بازبيني و ارزشيابي ميشود؟ |
|
|
|
|
آيا برنامه مديريت بحران هر بار كه يك ارزيابي ريسك براي سازمان به پايان ميرسد، بازبيني ميشود؟ |
|
|
|
|
آيا برنامه مديريت بحران بر اساس نتايج تمرين/امتحان اصلاح ميشود؟ |
|
|
|
|
آيا مسئوليت براي حفظ برنامهي مديريت بحران در حال اجرا تعيين شده است؟ |
|
|
|
|
آيا حفظ برنامهي مديريت، بحران تغييرات عملكرد سازمان را منعكس ميكند؟ |
|
|
نگرشي عملياتي برای آمادهسازي، مديريت بحران و بازتواني سازمان در برابر سوانح
هدف
اين راهنما قابل اجرا در سازمانهاي خصوصي و دولتي ميباشد. اين راهنما در راستاي كمك به ايجاد، ارزيابي، و حفاظت از سازمان، در مواقع بحراني كه ادامهي حيات سازمان را تهديد ميكند، تهيه شده است.
خلاصه
راهنماي مديريت بحران ابزاري است كه به سازمان اين امكان را ميدهد، تا از عوامل و مراحل ضروري براي آمادگي در مقابله با بحران آگاه شود، بهطوريكه بتواند بحران را مديريت كند و تمام فعاليتهاي لازم به موقع انجام شوند تا از حيات سازمان اطمينان داشته باشيم. بخش مشاورهاي اين راهنما در دو بخش ارائه ميگردد: (1) فرآيند برنامهريزي و (2) اجرا و حفاظت موفقيتآميز. بخش اول راهنماي گامبهگام آمادهسازي و فعالسازي طرح مديريت بحران كه شامل آمادگي، پيشگيري، واكنش و بازتواني ميباشد را ارائه ميدهد. در بخش دوم جزئيات وظايف مورد نياز براي حفظ طرح مديريت بحران، به شكل يك مستند زنده كه همراه با سازمان تغيير و رشد ميكند و همواره مناسب و قابل اجرا باقي ميماند، را بيان ميكند. در بخش ضميمه چكليست راهنماي تهيه طرح مديريت بحران كه توسط ASIS (American Society of Information Science) پيشنهاد شده است، ارائه ميگردد.
اين دستورالعمل (guideline) شامل دو بخش است:
فرآيند طراحي و توسعهي طرح
اين بخش فرآيند آمادهسازي يك طرح مديريت بحران (BCP) كه شامل آمادهسازي (readiness)، پيشگيري(prevention)، پاسخ (response) و برگشت به حالت اوليه/بازتواني (recovery/resumption) است را نشان ميدهد. اين دستورالعمل براي سازمانهاي بزرگ و متوسط، از نظر اندازه، نوشته شده است، البته با دانستن مفاهيم و فرآيندها ميتوان آن را براي سازمانهاي كوچك نيز تنظيم كرد. سطح فعاليتها شايد بسيار گسترده باشد ولي اساس كار براي آماده سازي و پاسخ يكسان و ثابت است.
1) آمادهسازي
1-1) تعيين مسئوليت (پاسخگويي)
اينكه مدير ارشد سازمان حمايتكننده وعهدهدار ايجاد، حفظ، آزمايش، و اجراي طرح جامع مديريت بحران باشد، براي سازمان بسيار ضرروري است و در اين صورت است كه ميتوان اطمينان داشت، مديران و كاركنان تمام سطوح سازمان ميدانند كه طرح مديريت بحران براي مدير ارشد سازمان اولويت و اهميت بالاي دارد. همچنين اينكه مدير ارشد سازمان يك رويكرد «بالا به پايين« (top down) به طرح مديريت بحران دارد و بنابراين تمام سطوح مديريت در سازمان ميدانند كه مسئوليتپذيري براي حفظ كارآمدي و مؤثر بودن طرح به عنوان قسمتي از طرحهاي بالادستي (overall governance priorities) است، داراي اهميت بالايي براي سازمان است.
a. خطمشي شركت
در يك بحران، خطمشي كلي طرح مديريت بحران بايد دربرگيرندهي تمام گامهاي مناسب براي حفظ جان انسانها، داراييها و منافع سازمان باشد و همچنين بايد تعريفي از «بحران» در خطمشي سازمان وجود داشته باشد.
b. مالكيت منابع، فرآيندها و سيستمها
مسئوليت در دسترس بودن منابع و سيستمها و فرآيندهاي كليدي سازمان بايد از قبل تعيين شده باشد.
c. تيم برنامهريزي
براي مقبوليت طرح مديريت بحران در كل سازمان لازم است كه تيم مديريت بحران با مسئوليت توسعهي طرح مديريت بحران، متشكل از مديران ارشد تمام بخشهاي اصلي و پشتيباني باشد.
d. مكاتبه و ابلاغ طرح مديريت بحران
طرح مديريت بحران بايد به تمام سازمان ابلاغ شود تا تمام كاركنان از ساختار آن مطلع باشند و وظايف خود در طرح را بدانند.
1-2) اجراي ارزيابي ريسك
گام دوم در ايجاد طرح جامع مديريت بحران تكميل ارزيابي ريسك كه براي تعيين و تحليل انواع ريسكهايي كه به سازمان خسارت وارد ميكنند، طراحي شده است، ميباشد. اين ارزيابي و همچنين تحليل خسارت (BIA) بايد بهطور منظم انجام شود تا طرح مديريت بحران همواره با تغييرات محيط سازمان تطابق داشته باشد.
1-1) بازبيني ريسكهايي كه ميتوانند به سازما خسارت وارد كنند
بعد از ارزيابي و بازنگري انواع ريسكهاي ممكن سازمان بايد آنها را بر اساس احتمال و اهميت آنها مرتب كرد و در ماتريس ارزيابي ريسك كه به شناسايي ريسكها و اولويتبندي استراتژيهاي پيشگيري كمك ميكند جاي داد.
1-3) تحليل خسارت (ضربه) (BIA)
هنگامي كه ريسكها شناسايي شد، بايد تمام خسارات ناشي از هر ريسك در تحليل خسارت (BIA) ارزيابي شود.
2-1) شناسايي فرآيندهاي بحراني
فرآيندهاي بحراني بايد شناسايي و مستندسازي شود كه اين فرآيندها شامل خريد، توليد، زنجير تأمين، فروش، پخش، حسابهاي دريافتي، حسابهاي پرداخت، ليست حقوقي، IT و تحقيق و توسعه (R&D) هستند. هنگامي كه تمام فرآيندهاي بحراني شناسايي شد، ميتواند براي تعيين ارزش معيارهاي ذيل از يك تحليل براي هر فرآيند استفاده كرد. فرآيندها بايد از نظر اهميت از زياد به كم مرتب شوند.
2-2) ارزيابي خسارت در صورت بروز بحران
i. هزينهي انساني: آسيبهاي فيزيكي و رواني به كارمندان، مشتريان و ديگر دستاندركاران
ii. هزينهي مالي: از بين رفتن داراييها و تجهيزات، مدت توقف سازمان، اضافه كاري، افت سهام، كاهش فروش، دادخواهي، جرائم قانوني و غيره
iii. هزينهي تصوير سازمان: اعتبار، جايگاه در بازار، فشار منفي، كاهش مشتريان و غيره
2-3) تعيين حداكثر زمان قابل قبول تعطيلي موقت سازمان و بازتواني
2-4) شناسايي منابع موردنياز براي بازتواني و بازگشت به حالت اوليه
اين منابع شامل: پرسنل، سختافزارها و نرمافزارهاي تكنولوژيكي (شامل ارتباطات)، تجهيزات تخصصي، تجهيزات عمومي سازمان، فضاي كاري و مدارك و مستندات حياتي و بحراني سازمان
1-4) توافق بر روي برنامههاي استراتژي (Strategic Plan)
برنامههاي استراتژي شاما شناسايي و اجراي عوامل زير است:
i. روشهايي براي پيشگيري ريسكها و خطرات تعيين شده در برنامه ارزيابي ريسك و تحليل خسارت
ii. برنامهها و دستوالعملهايي براي پاسخ به هر بحران
اين بسيار مهم است كه استراتژيهاي انتخابي داراي مشخصات زير باشند:
1-1) دستيافتني
1-2) با احتمال قوي موفقيتآميز
1-3) قابل بررسي در آزمونها و تمرينات
1-4) از نظر هزينه مؤثر
1-5) متناسب با اندازه و بزرگي سازمان
1-5) توسعه تيم مديريت بحران و تيم پاسخ
براي ساختار مديريتي، اختيار تصميمگيريها و مسئوليت اجرايي بايد تعاريف شفافي وجود داشته باشد. يك سازمان به يك تيم مديريت بحران براي هدايت پاسخ به اتفاقات ناگهاني دارد. اين تيم بايد شامل توابعي مانند منابع انساني، IT، تجهيزات، امنيتي، قانوني، روابط ارتباطي و رسانهاي، توليد، انبارداري و ديگر تجهيزات بحراني باشند. تيم مديريت بحران شايد شامل تعدادي تيم پاسخ كه متناسب با عواملي همچون اندازه و نوع سازمان، تعداد كارمندان، موقعيت و غيره انتخاب ميشوند، ميباشد.
2-1) اطلاعات تماسها
اطلاعات تماسهاي پرسنل بايد در اختيار تيم مديريت بحران و تيمهاي پاسخ قرار گيرد. سازمان بايد دستوالعملهايي پيشبيني كند كه اطمينان داشته باشد اين اطلاعات بهروز ميماند.
2) پيشگيري
2-1) تطابق با خطمشي سازمان (Corporate Policy)
خطمشي و انحرافات دستوالعملها بايد مشخص و بر آنها تأكيد شود تا درستي انجام فعاليتها مطابق با خطمشي سازمان تضمين شود.
2-2) استراتژيهاي پيشگيري (Mitigation Strategies)
3-1) تعيين استراتژيهاي پيشگيري
براي ممانعت و كم كردن اثرات بحرانهاي ممكن بايد استراتژيهايي كه از نظر هزينه مؤثر باشند، تدوين كرد.
3-2) منابع مورد نياز براي پيشگيري
اين منابع شامل پرسنل ضروري و نقش و مسئوليتهاي آنها، تجهيزات، تكنولوژي و امكانات باد در طرح مستند شوند.
3-3) كنترل و پايش منابع و سيستمها
سيستمها و منابع بايد به عنوان قسمتي از استراتژيهاي طرع بهطور پيوسته كنترل شوند تا از عملكرد صحيح آنها اطمينان حاصل شود. برخي از اين سيستمها شامل موارد زير است:
i. امكانات فوريتي
ii. سيستمهاي پشتيباني و اعلام خطر آتش
iii. منابع محلي و شركاء
iv. محل كار جايگزين
v. نقشههاي طبقات كه بر اساس تغييرات داخلي و ساختاري تغيير و بهروز شدهاند
vi. سيستمهاي پشتيباني (Backup) و محلهاي ذخيره خارج از سازمان
2-3) پرهيز، منع و كشف (Avoidance, Deterrence and Detection)
|
پرهيز پرهيز با هدف پيشگيري از وقوع يك بحران انجام ميشود. بحرانهاي بالقوه ميتوانند شناسايي، تفهيم و نشان داده شوند و بنابراين از به وقوع پيوستن آنها "پرهيز" كرد. ارزيابي ريسك در شناسايي بحرانها و نشانهاي اخطاردهنده آنها بسيار مفيد باشد. |
منع و كشف هدف از "منع و كشف"، سختتر انجام شدن يك فعاليت بحراني در سازمان يا محدود كردن معنادار خسارت آن است، اگر اين محدوديت اثرمنفي نداشته باشد. طرح مديريت بحران بايد شامل و نشاندهندهي اقدامات "منع و كشف" باشد. |
|
مثالهايي از بحران كه داراي نشانهاي اخطاردهنده هستند: 3-1) خشونت در محل كار(بدرفتاري كارمندان) 3-2) برخي سوانح طبيعي (طوفان، آتشسوزيهاي خارج از سازمان و ...) 3-3) تروريست 3-4) جرائم 3-5) .... | |
4-1) رفتار كارمندان در جهت حمايت از پرهيز، منع و كشف
كارمندان بايد تشويق شوند، كه شخصاً خود را مسئول پرهيز، منع و كشف بدانند و متناسب با جو سازمان، طرحهاي عملياتي و مقاصد مديريت از آنها حمايت كنند.
4-2) برنامههاي امنيتي مربوط به تجهيزات سازمان براي حمايت و بالا بردن پرهيز، منع و كشف
vii. ساختماني و معماري: موانع طبيعي و ساختهي دست انسان
viii. عملياتي: دستورات خاص به مأموران امنيتي، برنامههاي آگاهي كارمندان در زمينهي فعاليتهاي امنيتي و فعاليتهاي حفاظت امنيت براي حفاظت از كارمندان و خانوادههايشان
ix. فناوري: كنترل دسترسي، سيستم دوربينهاي مدار بسته و بازرسي كالا و اشخاص در هنگام ورود
3) پاسخ
3-1) شناسايي بحرانهاي بالقوه
اولين گام در برنامهي پاسخ شناسايي بحرانهاي بالقوه است. سازمان بايد بداند و به زاحتي تشخيص دهد كه يك خطر خاص در چه زماني اتفاق ميافت وبنابراين لازم است چند سطح مختلف از پاسخ را تدوين كند.
1-1) شناسايي و تشخيص علائم خطر
x. برخي از علايم بحران شايد شامل موارد زير باشد:
xi. تغييرات غيرعادي و غيرمنتظره در حجم فروش
xii. تغييرات قوانين
xiii. تغييرات خطمشي سازمان
xiv. تغييرات محيط رقابتي
xv. اعلام خطر سوانع طبيعي
xvi. تغييرات جريان نقدينگي
xvii. تغيير حتمي و واقعي در سيستم امنيت ملي
xviii. بيثباتي سياسي يا اجتماعي بالقوه
xix. شكايات يا اعتصاب محتمل
1-2) مسئوليت در قبال تشخيص و گزارش بحرانهاي بالقوه
بخشهايي مقرر ميشوند تا بر علائم خطر بحرانهاي قريبالوقوع نظارت داشته باشند. پرسنل اين بخشهابايد به خوبي آموزش ببينند. همچنين مسئوليت اعلام خطر بايد به تمام كارمندان ابلاغ شود.
3-2) اعلام و اخطار (آگاهسازي) تيمها
بعد از شناسايي بحرانها بايد به سرعت آنها را به ناظرين، اعضاء هيئت مديره و ديگر افراد موظف با مسئوليت اخطار، اعلام و مديريت بحرانها گزارش داد.
1-1) پارامترهاي اخطار
معيارهاي يك اخطار خاص بايد تعيين و به اطلاع تمام كارمندان برسد.
1-2) نگهداري و بهروزسازي اطلاعات تماسها
در زمان پديدار شدن علائم يك بحران بايد تمام پرسنل به ليست بهروز شدهاي از تماسها براي اطلاعدادن به افراد و سازمانها دسترسي داشته باشند.
1-3) انواع اخطارها
اخطارها در يك وضعيت بحراني بايد بهموقع و شفاف باشند و بايد از دستورالعملها و تكنولوژيهاي متنوع و مختلفي استفاده شود، البته به اين نكته بايد توجه داشت كه ابزارهاي مورد استفاده داراي مزايا ومحدمديتهاي خاص خود هستند.
|
يادآوري: در برخي از بحرانها، سيستمهاي اخطار در هنگام سانحه آسيب ميبينند، بنابراين بسيار با اهميت است كه سازمان داراي سيستمهاي اخطار پشتيبان و اضافي باشد و چندين راه مختلف براي دسترسي به ليست تماسهاي افراد وسازمانها وجود داشته باشد. |
3-3) ارزيابي وضعيت
ارزيابي مشكل (problem assessment)، (يك فرآيند ارزيابي در تصميمگيري كه ماهيت يك پيآمد را نشان ميدهد) و ارزيابي شدت (severity assessment)، (فرآيند تعيين شدت يك بحران و اينكه چه هزينههايي ممكن است در طولانيمدت داشته باشد) بايد در آغاز يك بحران انجام شوند. عوامل مهم در اين ارزيابي شامل اندازه و بزرگي بحران، توانايي تشديد آن و امكان خسارت در آن وضعيت هستند.
3-4) اعلام يك بحران
اينكه كدام وضعيت به عنوان بحران اعلام شود بايد به روشني مشخص، مستند و پارامترهاي آن كنترل شوند. مسئوليت اعلام يك بحران بايد بهروشني تعيين و ابلاغ شود. همچنين اولين و دومين جايگزين افراد مسئول بايد تعيين شوند.
برخي فعاليتهايي كه در هنگام اعلام يك بحران بايد اجرا شود شامل:
a. انجام تماسهاي اصلي و اضافي به ترتيب اولويت
b. تخليه، پناهدادن و جابجايي
c. اجراي آييننامهي ايمني
d. فعاليتهاي محل جايگزين و محل پاسخ
e. آماده سازي و توسعهي تيم
f. تعيين (گماردن) پرسنل
g. فعاليتهاي مقابلهي فوري
h. تغييرات عملياتي
* در شرايط معين برخي از گامها حتي بدون اعلام رسمي ميتوانند و بايد انجام شوند.
3-5) اجراي طرح مربوط به بحران
طرحها بايد حول يك سناريوي بدترين حالت ممكن تعيين شود، البته ميدانيم كه پاسخ ميتواند بر حسب اندازهي بحران بهطورمناسبي تغيير كند. در هنگام آغاز يك پاسخ، بسيار مهم است كه مطمئن باشيم، منافع ليست شده به ترتيب اولويتشان محافظت ميشوند:
1-1) نجات جان انسانها و كاهش تغييراتي كه در آينده باعث آسيب يا مرگ ميشوند
1-2) حفاظت از داراييها
1-3) به حالت اوليه برگرداندن سيستمها و فرآيندهاي بحراني
1-4) كاهش مدتزمان قفهي سازمان
1-5) محافظت از وارد شدن خسارت به اعتبار سازمان
1-6) كنترل پوشش خبري و رسانهاي (محلي، منطقهاي، ملي و جهاني)
1-7) نگهداري رابطه با مشتريان
اولويتبنديها ميتوانند بر اساس بزرگي، شدت، يا خسارت بالقوهي وضعيت مربوطه تعيين شوند. تعيين اوليه سطح بحران معمولاً از مسئوليتهاي تيم مديريت بحران است.
|
سطح 1 |
سطح 2 |
سطح 3 |
سطح 4 |
|
حوادث معمول (routine) |
وقفه كوتاه سازمان - بدون خسارت جاني - خسارت كم - خسارت جزئي بر سرويس مشتريان - بدون خسارت ارتباطي - فقط رسانههاي محلي |
وقفه متوسط سازمان - چند نفر زخمي و كشته - خسارت متوسط - خسارت روي بعضي سرويسهاي مشتريان - خسارت ارتباطي متوسط - رسانههاي ملي |
وقفه طولاني سازمان - خسارت كلي در تمام سطوح |
3-6) ارتباطات
|
يادآوري: ارتباط مؤثر يكي از مهمترين عوامل در مديريت بحران است. |
1-1) شناسايي پيامگيران
پيامگيران داخلي و خارجي براي اينكه بحران و اطلاعات برنامه پاسخ سازمان به آنها اعلام شود، بايد شناسايي شوند. براي برقراري بهترين ارتباط و ارسال پيام مناسب براي گروههاي مختلف بهتر است پيامها براي هر گروه بهطور اختصاصي تعيين شود.
|
افراد داخلي |
افراد خارجي |
|
1-2-a) كارمندان و خانوادههاي آنها 1-2-b) شركاء و صاحبان صنعت 1-2-c) هيئت مديره 1-2-d) پيمانكاران داخلي |
1-2-e) مشتريان (درحال حاضر يا به صورت بالقوه) 1-2-f) پيمانكاران 1-2-g) رسانهها 1-2-h) دولت و انجمنها 1-2-i) مسئولين اجرايي محلي 1-2-j) مسئولين فوريتها 1-2-k) سهامداران و سرمايهگذاران 1-2-l) جامعه |
1-2) ارتباط با پيامگيران
موارد زير بايد در استراتژي ارتباطات بحران در نظر گرفته شوند:
xx. پيامرساني بايد به موقع و صادقانه باشد.
xxi. پيامها بايد از ارزيابيهاي هدفمند و معقول تهيه شده باشند.
xxii. تمام كاركندان بايد تقريباً در يك زمان مطلع شوند.
xxiii. خبر بد بايد بهطور ناگهاني داده شود و نبايد آن را پوشاند. (خوشآيند جلوه داد.)
xxiv. اگر ممكن باشد بايد به پيامگير فرصت داد تا سئوال كند.
xxv. بهروزسازي پيام به طور منظم (رساندن اخبار تازه به طور منظم) و به پيامگيران اطلاع دهيد كه بهروزسازي بعدي چه موقع است.
xxvi. افرادي كه در خطرند را از بحران آگاه كنيد.
xxvii. پيامرساني بايد متناسب با حادثهي پيش آمده باشد.
a. جلسات رو در رو (انفرادي و گروهي)
b. كنفرانسهاي خبري
c. پست الكترونيك / پيامگير صوتي
d. شبكه داخلي سازمان و سايتهاي اينترنتي
e. خط مستقيم تلفن
f. پخش اطلاعيه از طريق رسانههاي محلي / ملي
1-3) سخنگوي (مسئول روابط عمومي) رسمي
سازمان بايد يك سخنگوي رسمي اصلي با پشتيبانهاي مشخص، كه در زمان بحران ارتباط با رسانهها و ديگر سازمانها را مديريت كند. اين افراد بايد براي ارتباط با رسانهها به خوبي آموزش ديده باشند.تمام اطلاعات بايد از طريق يك منبع واحد منتشر شوند تا از ثابت بودن پيامهاي ارسالي اطمينان حاصل شود. بايد تأكيد شود كه پرسنل به سرعت مطلع شوند و توجه كنند كه تماسهاي رسانهها را به كجا ارجاع مي دهند. تنها كسي كه بايد با رسانهها صحبت كند سخنگوي سازمان است. در بعضي موارد يك سخنگوي اينترنتي (site spokesperson) آموزش ديده هم مورد نياز است.
3-7) مديريت منابع
3-7-1) عوامل انساني
انسانها مهمترين بخش طرح مديريت بحران هستند. چگونگي مديريت منابع سازمان بر موفقيت يا شكست مديريت بحران تأثير زيادي دارد.
a. اطلاع تمام افراد (accounting for all individuals)
بايد سيستمي در نظر گرفت كه بتوان تمام پرسنل را در مواقع بحراني به سرعت مطلع كرد. اين سيستم ميتواند فقط يك سيستم ساده تلفن و يا سيستمهاي پيچيدهي اطلاعرساني باشد.
b. اخطار به (notification of next-of-kin)
برنامهها بايد براي اخطار (next-of-kin)ها در موارد آسيبديدگي و مرگ تنظيم شده باشند. اگر اين امكان وجود داشته باشد، بايد شخصي از طرف مدير ارشد سازمان اعلام خطر را انجام دهد و به خوبي آموزش ديده باشد.
c. نمايندگان خانواده (family representatives)
سازمان بايد برنامهي نمايندگان خانواده را در موارد جدي آسيبديدگي و مرگ، اجرا كند. نمايندهي خانواده بايد شخصي غير از اعلامكنندهي خطر باشد. نمايندگان بايد اولين نقطهي تماس بين خانواده و سازمان باشند. آموزش جامع براي نمايندگان ضروري است.
d. مشاورهي بحران
مشاورهي بحران بايد بهعنوان يك ضرورت بايد در نظر گرفته شود. در اكثر موارد، مشاوره ماوراي تجربهي برنامهي مساعدت كارمندان (Employee Assistance Program) سازمان (در صورت وجود) و صلاحيتها (qualifications) است. ديگر منابع قابل اعتماد مشاوره بايد پيش از شرايط بحراني شناسايي گردند.
e. پشتيباني مالي
يك بحران باعث دور شدن سازمان از اهداف ماليش ميشود. كارمندان و خانوادههاي آنها و سهامداران سازمان اهداف سازمان بوده و بايد يكي از مهمترين قسمتهاي طرح مديريت بحران باشند.
f. ليست حقوقي
ليست حقوقي در جريان بحران بايد به صورت مرتب باقي بماند.
3-7-2) لجستيك
تصميمات لجستيك كه قبلاً اتخاذ شدهاند، بر موفقيت و شكست يك طرح مديريت بحران خوب تأثير بسزايي دارد. بعضي از آنها عبارتند از:
a. مركز مديريت بحران
يك مركز مديريت بحران اوليه بايد از قبل مشخص شود تا تيمهاي مديريت بحران و پاسخ، كار سرپرستي و هدايت فعاليتهاي مديريت بحران را انجام دهند. اين مركز بايد داراي برق اضطراري، كامپيوترهاي ضروري، وسايل ارتباطي، سيستمهاي گرمايش، سرمايشي، تهويه هوا و ديگر سيستمهاي پشتيباني باشد. اگر اختصاص محلي به عنوان مركز مديريت بحران امكانپذير نباشد، ميتوان از محلي كه تيم مديريت بحران بتواند فعاليتهاي مديريت بحران را سرپرستي و هدايت كند استفاده كرد. اقدامات كنترل دسترسي به اعضاء كه امكان دسترسي 24 ساعته و 7 روز هفته را كنترل ميكند بايد انجام شوند.
مركز مديريت بحران ثانويه را نيز بايد در نظر گرفت و مشخص كرد تا در صورت آسيب رسيدن به مركز اوليه (اصلي) از آن بهره جست.
b. محل كار جايگزين
سازمان بايد داراي يك محل كار جايگزين تا در زمان بازتواني و بازگشت به حالت اوليه بتوان از آن سود جست. شناسايي و در دسترس بودن محل كار جايگزين بايد در ابتداي فرآيند طرح مديريت بحران انجام شود. محل كار جايگزين بايد به دقت انتخاب شود، تا دسترسي به منابع مورد نياز براي بازتواني سازمان كه در تحليل خسارت سازمان مشخص شدهاند، آسان باشد.
c. محل نگهداري و ذخيره اطلاعات خارج از محل كار
محل نگهداري و ذخيره اطلاعات خارج از محل كار يكي از استراتژيهاي با ارزش پيشگيري است زيرا امكان پاسخ سريع به بحران و بازتواني سريع سازمان را فراهم ميكند. اين محل بايد به اندازهي كافي از تجهيزات اوليه (اصلي) دور باشد، تا با يك حادثه همه چيز آسيب نبيند. مواردي كه بايد در اين محل درنظر گرفته شوند، شامل ثبت مدارك حياتي و بحراني (كاغذها و ديگر مدارك) كه براي ادامه كار سازمان ضروري هستند، است. دستورالعملهاي طرح مديريت بحران بايد اين اطمينان را حاصل كنند، كه مدارك ذخيره شده در اين محل به موقع به مركز مديريت بحران و محل كار جايگزين ميرسند.
3-7-3) مسائل مالي و بيمه
بايد خطمشيهاي مالي و بيمهاي موجود بهطور مناسب ارزيابي شوند و پوشش بيمه و پشتيباني اضافي تعيين گردد. پارامترهاي خطمشي شامل موافقتنامههاي شركت بيمه و سازمانهاي همكاري كننده در برنامه پاسخ، بايد از قبل تعيين و تصويب شوند. در صورت امكان مقداري از سرمايهها براي اطمينان از پيوستگي (ادامه پيدا كردن) عمليات سازمان، بايد در طرح مديريت بحران مشخص شوند. به علاوه، مقداري پول نقد بايد در محلي در دسترس براي مواقع بحراني ذخيره كرد و همچنين مقداري پول و اعتبار براي زمانهاي غير كاري (آخر هفته و بعد از ساعات كار) در دسترس گذاشت. در دورهي بحران بايد هر چه سريعتر با شركت بيمه تماس گرفت، مخصوصاً در بحرانهايي كه رقابت براي منابع بسيار شديد ميشود
(wide-reaching crisis).
3-7-4) حمل و نقل
حمل و نقل در زمان بحران بسيار حياتي است. در صورت امكان بايد تداركات لازم به موقع و پيش از وفوع بحران تهيه شوند. بعضي از جاهايي كه حمل و نقل بسيار بحراني و حياتي است شامل:
· تخليهي پرسنل
· انتقال به محل كار جايگزين
· پشتيباني محل كار يا محل كار جايگزين در موقع بحران
· انتقال اطلاعات حياتي و بحراني به حل كار
· انتقال كارمندان در موارد ضروري
3-7-5) شركتهاي خدماتي و پشتيباني
قراردادهاي شركاء مديريت بحران و شركتهاي پشتيبان و اطلاعات تماس آنها بايد به عنوان بخشي از طرح مديريت بحران تنظيم و نگهداري (حفظ) شوند. اين اطلاعات ميتوانند شامل شماره تلفنها، اسامي، شماره حسابها، كدهاي عبور (كه بايد به طور مناسبي محافظت شوند) و ديگر اطلاعاتي كه يك شخص ناآشنا به فرآيندها براي برقراري ارتباط نياز دارد، باشد.
در برخي حوادث بهتر است كه طرح مديريت بحران بازبيني شود و خلاصهاي از شركاء مديريت بحران براي ارزيابي اينكه آيا تواناييهاي آنها براي ادامه شراكت و تأمين پشتيباني لازم در شرايط اضطرار كافي و مناسب است يا خير، بازخواني شود. حداقل بايد قبل از وقوع بحران، قوانين و موافقتهاي خدماتي و پشتيباني آنها (اين شركتها) مورد بحث قرار گيرد.
3-7-6) سازمانهاي همكاري كننده
قراردادهاي دوجانبه بين سازمانها، منابعي كه احتمالاً از سازمان ديگري در مواقع بحراني بايد قرض گرفته شوند، و همچنين پشتيبانيهايي كه شايد انجام شوند را تعيين ميكنند. اين قراردادها بايد توسط تمام بخشهاي درگير، به طور قانوني اعلام، به درستي مستند و به طور شفاف تفهيم شوند.
4) بازتواني
4-1) ارزيابي خسارت و آسيب (Damage and Impact Assessment)
زماني كه تيم مديريت بحران فعال شد بايد خسارت را ارزيابي و تعيين كند. ارزيابي خسارت بايد مستقيماً توسط تيم مديريت بحران و يا تيم ارزيابي خسارت ويژهاي انجام شود و مسئوليت مستندسازي تمام وقايع و فعاليتهاي پاسخ شامل مخارج مالي تعيين شود.
a. بحرانهاي شامل خسارات فيزيكي (كالبدي)
در شرايطي كه شامل خسارات فيزيكي به داراييهاي سازمان است تيم مديريت بحران يا تيم ويژهي ارزيابي خسارت بايد به محل حادثه انتقال يابند. اگر اجازه لازم به تيم داده شده باشد تيم، اطلاعاتي (دادههايي) كسب خواهد كرد و تعيين ارزيابي مقدماتي از مقدار خسارت، همچنين مدت زماني كه تجهيزات غير فابل استفادهاند، مشخص ميشود.
b.